به گزارش روابطعمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسانشمالی، امین برفهای، کتابدار کتابخانه سیار «آوای فرهنگ» بجنورد که در طول هفته در روستاها و مناطق کمبرخوردار حضور یافته و به ارائه خدمات کتابخانهای میپردازد، در یادداشتی به بیان تجربههای خود از فعالیت در این حوزه پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:
در پشت صحنه کتابخانه سیار چه میگذرد؟
اگه از منِ کتابدار سیار بپرسند چه دورههای آموزشی برای ما لازمه؟ بیشک بهشون میگم در کنار همه آموزشها، چهار خط سیاست کاربردی و قومیتشناسی هم به کتابدارها یاد بدهند تا بدون اینکه نه سیخی بسوزه نه کباب بتوانند با پنبه سر ببرند!
چیزی که کار کتابخانه سیار رو نسبت به کتابخانههای دیگر متفاوت و تا حدی سخت میکنه اینه که ما کتابداران سیار هستیم که به محل آنها میرویم و در زمین روستا بازی کنیم و آنها نیستند که میآیند!
یادمه اولین بار که به یکی از روستاها رفته بودم، چون محل استقرار کتابخانه رو بهم نگفته بودند، با آقای علیزاده کتابدار قبلی تماس گرفتم.
تا فهمید در آن روستا هستم هشدار داد مراقب باشم که به سمت ماشین سنگ پرتاب نکنند!
و این شد که از همان اول کار، در آن روستا ماستم رو کیسه کردم و سیاست رو در این دیدم که از در دوستی و مهربانی وارد بشوم و از خیلی چیزهایی که میدیدم و میشنیدم چشم و گوشم را ببندم.
برای جذبشان: تصویری از آینده شغلی و حرفهای بچهها با کمک هوش مصنوعی طراحی کردم، انواع بازیها، نمایش فیلم و... را انجام دادم تا کمکم رفتوآمد به کتابخانه بالا گرفت.
اما یک چیزی کم داشتم: گرفتن اعتبار و قرار گرفتن در سایه قدرت!
این شد که طرح دوستی با یکی از محلیهای روستا که همه از او حساب میبردند را ریختم!
حالا دستم باز شده بود و میتوانستم تا حدودی به فعالیتهای کتابخانه جهت بدهم: یکی از مشکلات کتابخانه امنیت دخترها بود چون پسرهای روستا علاقه زیادی به کتاب نشان نمیدادند اما زمان زیادی را در کتابخانه میماندن و این باعث میشد دخترها حس امنیت برای آمدن به کتابخانه را نداشته باشند.
این شد که از اختیارات و آپشنهایی که میدادم رفتهرفته کم کردم.
نه دیگر خبری از پخش فیلم بود نه بازی!
باز هم از سر رفاقتی که بینمان شکل گرفته بود پسرها میآمدند اما چون سرگرمی خاصی برای انجام دادن نبود کمتر میماندند و این فرصت فراهم شد تا دخترهای روستا هم بتوانند بیایند از کتابها و فضای کتابخانه استفاده کنند.
و این فقط طرح و برنامهای بوده که در یکی از روستاهایی که میروم در این چند ماهی که از فعالیتم میگذرد ریختهام و هر روستا داستانهای خاص خودش را دارد.


